پرواز

جایی میان آسمان و زمین رهایم می کنند

مثل قاصدکی می شوم که با تلنگر نسیم کله پا می شود

چرخ می زنم؛پایین می آیم؛اما به زمین نمی رسم

برمیگردم و قصد آسمان را می کنم

خیلی با لا نمی روم.چشم هایم زمین را می بیند و همه ی آنچه که دوستشان دارم

دوباره با یک های همان نسیم ؛سقوط می کنم ؛پایین می آیم اما از پرواز دل نمی کنم

این مسیر خواب های شبانه من است

اما نمی دانم بالهایم کجا جا مانده اند...

 

پ.ن:لذت پروازهای شبانه را نمی شود با چیزی عوض کرد.بی اندازه دوستشان دارم

 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید

قصه برواز جالبه