دلشوره های آبی

دست هایم دلشوره می گیرند

وقتی که ذل می زنی به اعماق خاطره های من

و آرامش واژه هایم را بر هم می زنی

آن وقت است که حرف هایم غرق می شوند

در دفتر شعری که قبل از آمدنت؛آبی بود

/ 2 نظر / 7 بازدید
زارعان

سلام وبلاگ زیبایی دارید وبلاگ منم سر بزنید... به ترکهای دیوار که ریز میشوم... تازه میفهمم؛ سر به شانه ی کسی داشتن و احساس تنهایی کردن ؛ عجیب معنی میدهد ... دیوار هم که باشی ترک بر میداری وقتی سر به شانه ات داشته باشـند و به حسابت نیاورند .

ندا

عمق خاطره های آدم را کاش کسی نکاود, سرک نکشد, زل نزند بهشان...