احساس تنهایی من

در شامگاه روزی بلند

از عمق تابستان

دستهایم رو به آسمان بود که شاخه نیلوفری بر آن پیچید

و تو را که از جنس آسمان بودی ؛ به زمین آورد

و من  معجزه باران را باور کردم

باران آسمانی ام ؛ زمینی شدنت مبارک

نوشته شده در ۱۳٩٥/٥/٢٧ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

کی گفته درد قابل تحمل نیست یکی بیاد ببینه رو بروی درد با تمام هجمه اش تاب آورده ام نپرس چگونه رازش در بی انتهائی درد است شاید روزی برایت قصه اش بنویسم
نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/٢۸ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

مثل همین  ماه پایانی بهار بود که آمدی و برایمان فصلی با عبای شکلاتی را رقم زدی

و هر سال وقتی به اینجا می رسم؛ دست خیالم را می گیرم و  دوره می کنم تو را و خرداد

را و حجم فراموش شذه ی  باورهای خوب را...

و تو تکرار می کنی

مرا و امید را ...

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/٩ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

تو رفته ای و من در تو جا مانده ام کاش کسی باشد که مرا ببرد کاش جایی باشد که تو نباشی
نوشته شده در ۱۳٩٥/٢/٢٠ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

به بیداری های من امیدی نیست

از خوابهای من کوچ نکن لطفا...

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱/٢٥ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

تمام باغچه ما مرواریدستان خواهد شد از بس که پای هر شاخه گلی تنهایی هایم را گریه کرده ام
نوشته شده در ۱۳٩٥/۱/۱۱ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

نفسی عمیق و قدری زندگی ،،،، فقط همین
نوشته شده در ۱۳٩٥/۱/۱٠ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

می گویی بهترین شاد باش ها را در سال جدید داشته باشم به بهترین آرزو هایم برسم شادکام و سلامت باشم می گویم: دوستانه ای آرام است این تصویر زیبایی که از سال ٩۵ برایم کشیده ای می کویم برای رسیدن به اینها باید کمی صبوری کنم امیدوار باشم دلشوره هایم را جایی دور از دسترس دلم پنهان کنم و چشم بدوزم به راه ناهموار تقویم امسال با اینها بهار می ماند برای من و آسمان بغض هایم را می بارد بر سرتاسر سال حواست باشد هر وقت که آسمان آفتابی شد من جایی در کنار خوابهایم آرام گرفته ام
نوشته شده در ۱۳٩٥/۱/۸ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ توسط مسافر نظرات () |

Design By : nightSelect.com